مسافرت اردبیل
شنبه صبح 11مرداد به همرا بقیه حرکت کردیم به سمت اردبیل ناهار تو ساحل گیسوم خوردیم جای قشنگ با جنگل زیبا یی بود شب نمین خوابیدیم یه روز تو نمین رفتیم جنگل فندوقلو گردش کردیم بعد هم اردبیل دریاچه شورابیل کلی خوش گذشت بهت اونجا....... تادلت بخواد ماشین برقی سوار شدی تنهایی میترسیدی دو بار با داداشی دو بار با حامد یه بارم با دختر دایی
یه خاطره بدی تو دریاچه واست بجا موند که اونجا رفتیم یکم خرید کنیم اونجا شما گم شدی عجب مامان بدی بودم اصلا حواسم بهت نبود فکر کردم با داداشت داری میگردی غرق تماشای مجسمه ها بودم دیدم همه یه دفعه گفتند ایلیا نیست تازه داشیم دنبالت میگشتیم دیدیم یه اقا جلو ساختمان بازرسی پیدات کرده داشتی گریه میکردی دستتو گرفته داره دور میزنه که خانوادتو پیدا کنه
اونجااا بود داداشت حسابی منو دعوا کرد 
بعداز اونجا هم رفتیم مشکین شهر کوه های سبلان ابگر م های مشکین شهر
البته منو شما یکی از ابگرم هارو بیشتر نرفتیم من اصلا خوشم نیومد در عوض کوه های سبلان خیلی خوب بود کندو عسل زندگی عشایر 5روز اردبیل بودیم بعد هم برگشتیم خونه
خدا روشکر تو این مسافرت اگرچه یکم تو کوه ها حالت تهوع داشتی ولی خیلی بهمون خوش گذشت
عکس ها بعدا میزارم


مسافرت اردبیل 
